انتظار (ماجد شعر نو سپید اردیبهشت تولد عشق احساس )


 انتظار-------
-------------------------------------
در
آخرین ایستگاه متروک قلبم
در میانه اردیبهشت...
روی نیمکتی شکسته
بدون چتر
به انتظار نشسته ام
به انتظار قطاری که
از دودکش آن 
اقاقیا به آسمان برود...!
و شاید
تو
تنها مسافر خسته آن باشی...
 
ماجد


پی نوشت:
چهارده اردیبهشت تولدم بود و اینو اون روز نوشتم
منبع این نوشته : منبع
اردیبهشت

زمستان رابطه (ماجد احساس آغوش عشق )

یک روز

ازاین روزهای سرد زمستان
میآیم
دستانت را میگیرم
و به سینه میگذارم
یا تنگ در آغوشت میگیرم
تا ذوب شوم در گرمای ملتهب درونت
و سرما را
فراموش کنم ... فراموش کنیم..
و زمستان رابطه
خاطره ای شود
مانند تمام زمستانهای گذشته
که در آن
آخرش
نه نه سرما کوچ میکردو
همه چیز درست میشد...


ماجد
28-11-96


منبع این نوشته : منبع

دلم خواب می خواهد (ماجد شعر نو سپید اشعار احساس عشق خواب )

دلم خواب می‌خواهد...

از جنسی شبیه دریا

با رؤیایی که تهش 

من باشم

و تو باشی

با لبخند همیشگی

در میان خرمنی از موهایت

و همان چشمانی که 

طعم عسل داشت به گمانم...

دلم خواب می‌خواهد

با یک بغل بوی نارنج...

و صدها اقاقی  که

از شاخه های احساس آویزان باشند...

 

ماجد

 


منبع این نوشته : منبع
خواب ,خواب می‌خواهد

بارانی ام ( ماجد شعر ماجد باران بارانی اشک عشق خیس احساس)

من همه اشکم ، همه بارانی ام

خیس تر از یک شب طوفانی ام

من شده بودم چه گرفتار تو
دیر زمانی است که زندانی ام

گرچه شدم عاشق چشم خمار
دور ز هر گونه هوسرانی ام

ساده دل و صادق و بی مدعا
"ماجد"م  و  شاعر  ایرانی ام

رفته ای و خانه خــرابت شدم
وارث  آن ،    آنهمه ویرانی ام

هضم نبودت بخدا سختم است
خسته و سرگشته ز حیرانی ام

من چه کنم بعد تو ای وای من
آه ...    که در گیر پریشانی ام

ماجد


منبع این نوشته : منبع
ماجد ,بارانی